عاشقي،عشق نيست به پاافتادن است
خاك زير پاي يار را لمسيدن است
عاشقي لحظه ديدار نيست
عاشقي حس زيباي شگفتن است
عاشقي بوسيدن دل دادن است
عاشقي حس نوازش كردن است
عاشقي تو، مي داني به مانند چيست؟
لحظه تنها ماندن است، رد مي كني؟
لحظه تنها بودن، تورا عاشق كرده است
ور نه تو عاشق نبودي هيچ گاه
مي گويي من بيهوده سخن ميگويم
مي تواني ثابت كني اين را
اين همه ثابت كردم بس نبود
باز هم مي خواهي ثابت كني اين را
مسعود
نظرات شما عزیزان: