
برایِ خرید به جایی میری که همیشه بااو میرفتی، تنهایی اورا در آغوش میکشی آنگونه که همیشه دوست داشت،
تنهایی غذایِ مورد علاقه اش را میخوری،
تنهایی صبح تا شب با اویی،
تنهایی رویِ نیمکت همیشگی تان مینشینی،
تنهایی کلماتِ دوست داشتنی اش را در گوش میشنوی و میخندی،
تنهایی او را صدا میزنی، بار ها و بار ها،
اما به تنهایی بوسه هایت را هرلحظه، بی دریغ، بر لبانش مینشانی،
در تنهایی دست در موهایش میکشی و او دستانت را پس میزند، چه تصویرِغمناکی..
این تنهایی ست . . آری تو تنهایی . .
نظرات شما عزیزان: