دل نبند تنها بسوز
درباره وبلاگ


×به وبلاگ مسعود خوش آمدید نظر یادتون نره×

پيوندها
رها.......
ردیاب ماشین
جلوپنجره اریو
اریو زوتی z300
جلو پنجره ایکس 60










نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 75
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 78
بازدید ماه : 77
بازدید کل : 16243
تعداد مطالب : 116
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1



نويسندگان
مسعود

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
پنج شنبه 26 مرداد 1391برچسب:, :: 15:21 :: نويسنده : مسعود

   

ببین چه با نمکم                       

 
چهار شنبه 25 مرداد 1391برچسب:, :: 12:15 :: نويسنده : مسعود

مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.

وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می‌کنی؟
دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: می‌خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!
مرد دیگرنمی‌توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد!

 
چهار شنبه 25 مرداد 1391برچسب:, :: 4:31 :: نويسنده : مسعود

 

برایِ خرید به جایی میری که همیشه بااو میرفتی، تنهایی اورا در آغوش میکشی آنگونه که همیشه دوست داشت،

تنهایی غذایِ مورد علاقه اش را میخوری،

تنهایی صبح تا شب با اویی،

تنهایی رویِ نیمکت همیشگی تان مینشینی،

تنهایی کلماتِ دوست داشتنی اش را در گوش میشنوی و میخندی،

تنهایی او را صدا میزنی، بار ها و بار ها،

اما به تنهایی بوسه هایت را هرلحظه، بی دریغ، بر لبانش مینشانی،

در تنهایی دست در موهایش میکشی و او دستانت را پس میزند، چه تصویرِغمناکی..

 این تنهایی ست . . آری تو تنهایی . .

 

 
چهار شنبه 25 مرداد 1391برچسب:, :: 4:7 :: نويسنده : مسعود
دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرم
بگه:نرو
کسی رو میخوام که وقتی میگم میرم
بگه:صبرکن
منم باهات میام تنها نرو . . .
 
چهار شنبه 25 مرداد 1391برچسب:, :: 3:43 :: نويسنده : مسعود

A student asked a teacher, "what is Love?"
The teacher said, "in order to answer your question, go to the wheat
field and choose the biggest wheat and come back.

But the rule is:   
    
   you can  go through them only once  & cannot turn back   
to pick."
The student went to the field, go thru first row, he saw one big wheat,
but he wonders....may be there is a bigger one later.
Then he saw another bigger one... but may be there is an even bigger
one waiting for him.
Later, when he finished more than half of the wheat field, he starts to
realize that the wheat is not as big as the previous one he saw, he
knew he has missed the biggest one, and he regretted.
So, he ended up went back to the teacher with empty hand. The teacher
told him, "...this is love... you keep looking for better ones, but
when later you realize, you have already missed the person ...."
 
  "What is Marriage then?" the student asked:
 
The teacher said, "in order to answer your question, go to the corn
field and choose the biggest corn and come back. But the rule is: you
can go through them only once and cannot turn back to pick."
The student went to the corn field, this time he is careful not to
repeat the previous mistake, when he reach the middle of the field, he
has picked one medium sized corn that he felt satisfied, and came back
to the teacher.
The teacher told him, "this time you bring back a corn.... you look for
one that is just nice, and you have faith and believe this is the best
one you get.... this is marriage."

 


 
چهار شنبه 25 مرداد 1391برچسب:, :: 3:14 :: نويسنده : مسعود

 

همیشه منتظر کســـــــی باش که با همه ی دیونگـــــــیت و خـــــــل بازیـــــــات قبولت داشتـــــــه باشه

و تو رو به همه نشـــــــون بده وبـــــــگه:ایـــــــن دیـــــــوونه. عشــــــــــــــق منه

 
چهار شنبه 25 مرداد 1391برچسب:, :: 2:23 :: نويسنده : مسعود

                                   

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.
مال توئه گلم


ادامه مطلب ...
 
سه شنبه 23 مرداد 1391برچسب:, :: 23:47 :: نويسنده : مسعود

الان فهمیدم بخشی از منطقه آذربایجان دچار زلزله شده است  و

متآسفانه عده ای زخمی و کشته شده اند

به مردم شهرستان های اهر، هریس و ورزقان در آذربایجان شرقی تسلیت میگم

اصلا دوست ندارم ناراحتی کسی رو ببینم بیشتر ناراحتی بچه هارو

 بچه ها دوستتون دارم  همتونو دوست دارم

فرشته کوچولوهای من ناراحت نباشین میدونم سخته تحمل کنین

خدا مواظبتونه

 
دو شنبه 23 مرداد 1391برچسب:, :: 22:38 :: نويسنده : مسعود

  

                          دیشب این فرشته ی زمینی برای همیشه آسمونی شد

 

  

                       نمیتونم با نگاه به چهره ی معصوم و بی گناهش گریه نکنم

 

                   خدایا اگه مادرش توی این حادثه زنده مونده ازت میخوام بهش صبر بدی ٬

 

 فرشته کوچولوی من آروم بخواب

 
دو شنبه 23 مرداد 1391برچسب:, :: 22:20 :: نويسنده : مسعود