چهار شنبه 25 مرداد 1391برچسب:, :: 12:15 :: نويسنده : مسعود
مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او میخواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود. وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه میکرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه میکنی؟ ![]()
چهار شنبه 25 مرداد 1391برچسب:, :: 4:31 :: نويسنده : مسعود
برایِ خرید به جایی میری که همیشه بااو میرفتی، تنهایی اورا در آغوش میکشی آنگونه که همیشه دوست داشت، تنهایی غذایِ مورد علاقه اش را میخوری، تنهایی صبح تا شب با اویی، تنهایی رویِ نیمکت همیشگی تان مینشینی، تنهایی کلماتِ دوست داشتنی اش را در گوش میشنوی و میخندی، تنهایی او را صدا میزنی، بار ها و بار ها، اما به تنهایی بوسه هایت را هرلحظه، بی دریغ، بر لبانش مینشانی، در تنهایی دست در موهایش میکشی و او دستانت را پس میزند، چه تصویرِغمناکی..
![]()
چهار شنبه 25 مرداد 1391برچسب:, :: 4:7 :: نويسنده : مسعود
دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرم
بگه:نرو
کسی رو میخوام که وقتی میگم میرم
بگه:صبرکن
منم باهات میام تنها نرو . . .
![]() ![]()
چهار شنبه 25 مرداد 1391برچسب:, :: 3:43 :: نويسنده : مسعود
![]()
چهار شنبه 25 مرداد 1391برچسب:, :: 3:14 :: نويسنده : مسعود
همیشه منتظر کســـــــی باش که با همه ی دیونگـــــــیت و خـــــــل بازیـــــــات قبولت داشتـــــــه باشه ![]()
سه شنبه 23 مرداد 1391برچسب:, :: 23:47 :: نويسنده : مسعود
الان فهمیدم بخشی از منطقه آذربایجان دچار زلزله شده است و متآسفانه عده ای زخمی و کشته شده اند به مردم شهرستان های اهر، هریس و ورزقان در آذربایجان شرقی تسلیت میگم اصلا دوست ندارم ناراحتی کسی رو ببینم بیشتر ناراحتی بچه هارو بچه ها دوستتون دارم همتونو دوست دارم فرشته کوچولوهای من ناراحت نباشین میدونم سخته تحمل کنین خدا مواظبتونه ![]()
دو شنبه 23 مرداد 1391برچسب:, :: 22:38 :: نويسنده : مسعود
دیشب این فرشته ی زمینی برای همیشه آسمونی شد
نمیتونم با نگاه به چهره ی معصوم و بی گناهش گریه نکنم
خدایا اگه مادرش توی این حادثه زنده مونده ازت میخوام بهش صبر بدی ٬
فرشته کوچولوی من آروم بخواب ![]() ![]() |